تبلیغات
کلوپ طرفداران اوچیها سارادا - رمان تاوان یک رمانس(قسمت دوم)
من قصد دارم با راهی متفاوت از پدرم هوکاگه بشم!

رمان تاوان یک رمانس(قسمت دوم)

دوشنبه 30 مرداد 1396 11:47 ق.ظ

نویسنده : نازی
ارسال شده در: درباری ساردا ، رمان و داستان ،
دوستتتان سلام
ببخشید اگه دیر مطلب میزارم
این چندوقته سرمم شلوغه
خب اینم قسمت دوم( تو این داستان که درباره ساسکه و ساکوراست،جاهایی که میگم نویسنده از زبون خدمه و بقیش از ساکورا)
برید به ادامه مطلب
با عشق نازی

کیف مدرسه ام رو محکم بغل کرده بودم.نمیخواستم شیرینی هارو به اونا بدم حتی اگه مسخرم کنند یا کتکم بزنن.
این شیرینیا ماله اونه
نویسنده:ساکورا در حالی که لبخند میزد به راهش ادامه میداد که  ناگهان ساسکه از  روبروش رد شد.
ساکورا:خودشه
ساسکه...همون پسری که چشمای مشکی خوشگلی داره ️️
دلم میخواد لبخندش رو موقعی که شیرینی هارو بهش میدم،ببینم.️
نویسنده:ناگهان سنگی به طرف ساکورا پرت شد و به پیشونیش برخورد کرد.
دختری با خنده همراه با دوستانش به سمت ساکورا رفتند.
ساکورا:اونا...
دختر با لبخندی گفت:هه پیشونی بلند داشتی به کی نگاه میکردی؟؟
به اوچیها ساسکه؟؟
احساس کردم پیشونیم خیس شده،دستم رو روش کشیدم.لعنتی ازپیشونیم متنفرم...
وقتی که دستم رو نگاه کردم،دیدم داره خون میاد.
دختر:ساسکه به بدبختی مثل تو نگاه نمیکنه.!!تو یه دختر با پیشونی بلندی وقتیم که اون رو با موهات میپوشنی عین یه روح میشی
ساکورا:همراه با دوستاش به من خندیدند.راست میگفت کسی از من خوشش نمیاد.من هیچی ندارم...جز یه پیشونی...
نویسنده: دوستای دختر ،ساکورا رو نگه داشتند و اون دختر کیف ساکورا را گرفت.ساکورا درحالی تقلا میکرد ،فریاد زد:نه خواهش میکنم!هرکار بگی میکنم فقط کیفمو پس بده!!
دختر با صدای بلندی گفت:خفه شو!!هااا؟؟ببین چی پیدا کردم 
شیرینی کشمشی!!
دوستان دختر ساکورا را به عقب پرت کردند و همراه دختر که ظرف شیرینی ساکورا را در دست داشت رفتند.
اشکان ساکورا جاری شد و بعد بلند شد و باتمام سرعت به سمت حیاط پشت مدرسه رفت.
ساکورا درحالی که سرش را روی زانوانش گذاشته بود،گریه میکرد.
ساکورا:ح...ق با اون....ا است.من ...خیل. ی اح..مقم. 
نویسنده:گریه ساکورا شدت گرفت که ناگهان صدایی گفت:نباید خودتو ضعیف نشون بدی...
ساکورا:تو...



دیدگاه ها : نظرتون
برچسب ها: رمان.تاوان یک رمانس.قسمت دوم.اوچیهاساسکه.هارونو ساکورا. ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 30 مرداد 1396 11:52 ق.ظ